بازگشت به بلاگ
مقاله

۶ دلیل حیاتی برای خاموشی فیدبک در لانچ محصول

foundersproductlaunchfeedbackstartup-iran

آیا محصولتان بدون هیچ واکنشی لانچ شد؟ اکثر استارتاپ‌ها با این مسئله روبه‌رو هستند. این مقاله ۶ دلیل حیاتی را بررسی می‌کند که چرا فیدبک گرفتن در لانچ اولیه این‌قدر سخت است و چگونه آن را تغییر دهیم.

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
9 دقیقه
۴ بازدید
تیم استارتاپی در حال بحث درباره فیدبک و بهبود محصول در اطراف میز

۶ دلیل حیاتی برای خاموشی فیدبک در لانچ محصول

تجربه‌ای که تقریباً هر بنیان‌گذار آن را تکرار می‌کند چنین است: آن لحظه پر دلهره زمانی که محصول را برای اولین بار منتشر می‌کنید. لحظه‌ای سرشار از امید، نگرانی و انتظار. اما سپس ساعات گذر می‌رود. کسی چیزی نمی‌گوید. نه نقدی، نه نظری، نه حتی یک لایک تصادفی. فقط سکوت. این سکوت درباره محصول نیست — محصول شما شاید حتی خوب باشد — بلکه درباره سکوت خود است، که مثل یک پیام است بدون کلمات.


ما در لانچینو گذاشتیم صدها لانچ را مراقبت کنیم، و این الگوی تکرار‌شونده برای ما روشن شد: اکثریت قریب‌الاتفاق فیدبکی دریافت نمی‌کنند. نه از دوستان، نه از جوامع، نه از کاربران بالقوه. این تنها مسئله‌ای نیست که فاوندرهای تازه‌کار با آن دست و پنجه نرم می‌کنند؛ حتی فاوندرهای باتجربه نیز گاهی این خطا را تکرار می‌کنند. و آنچه ما یافتیم این است که این شکست تقریباً هیچ‌گاه به خود محصول مربوط نیست. بلکه به روش انجام لانچ است.


در این مقاله، ما ۶ دلیل واقعی را که فیدبک گرفتن در لانچ اولیه را مشکل می‌کند، کاوش می‌کنیم. اما بیش از این، راهکارهای عملی را می‌دهیم — تاکتیک‌هایی که ما دیده‌ایم کار می‌کند. زیرا لانچ بی‌فیدبک فقط یک حادثه نیست؛ این یک علامت است که شما جایی را اشتباه انتخاب کرده‌اید.


اشتباه اول — بدون هدف‌گذاری واضح برای فیدبک

بیشتر فاوندرها لانچ را یک رویداد می‌دانند، نه یک کمپین. آنها محصول را بیرون میدند و انتظار دارند جادو رخ دهد. آن‌ها به‌طور واضح تعریف نکرده‌اند که چه فیدبکی می‌خواهند، از چه کسی می‌خواهند، یا چگونه می‌خواهند آن را دریافت کنند. این مانند رفتن به یک اتاق پر از مردم با چشم‌های بسته و انتظار است که کسی دست شما را بگیرد.


یکی از بنیان‌گذاران که من با او کار کردم — محصولش یک ابزار تیم‌کاری برای شرکت‌های کوچک بود — لانچ کرد . دو هفته بعد، هیچ پیامی نمی‌رفت. وقتی کنار آمدیم و کمی حفاری کردیم، متوجه شدیم که او اصلاً تعریف نکرده بود که کدام شخصیت‌های کاربری را می‌خواست مخاطب قرار دهد. آیا برای مدیران پروژه است؟ برای رهبران تیم؟ برای مالک‌های کسب‌وکار؟ بدون این وضوح، هیچ‌کس نمی‌دانست که این برای چه کسی است.


راهکار ساده است: پیش از لانچ، دو یا سه قطعه نوشتار درج کنید که به‌صراحت بگویید چه فیدبکی می‌خواهید. "برای ما مهم است بدانیم: آیا واجهه کاربری برای شما بصری است؟" یا "کدام ویژگی برای شما مهم‌ترین است؟" این سؤالات به کاربران اجازه می‌دهد تا بدانند سهم‌شان در این فرآیند چیست.


اشتباه دوم — انتخاب جای اشتباه برای لانچ

انجام لانچ بدون استراتژی توزیع مثل ریختن بذر در بیابان است. شاید یک یا دو بذر رشد کند، اما اکثریت گم می‌شود. ما دیده‌ایم فاوندرها محصولشان را در جایی که "جوامع" هستند منتشر می‌کنند، بدون اینکه واقعاً درک کنند کجا مخاطبان بالقوه‌شان قرار دارند.


یکی از مثال‌های واضح یکی از محصولات فینتک برای سرمایه‌گذاری کوچک بود. بنیان‌گذار آن را در یک جامعه‌ی عمومی درج کرد — جایی که مردم در مورد تکنولوژی صحبت می‌کنند — در حالی که مخاطبان واقعی‌اش سرمایه‌گذاران فردی و افراد ثروتمند بودند. این محصول برای افراد درست نیافت، بنابراین واکنشی نگرفت.


استراتژی بهتر این است: ابتدا شناسایی کنید جوامع دقیقی که کاربران بالقوه شما در آن‌ها تجمع دارند. آیا آنها در شبکه‌های اجتماعی خاصی هستند؟ در انجمن‌های آنلاین؟ آیا در تجمع‌های حضوری شرکت می‌کنند؟ سپس، با احترام و بدون اسپم، در آن جاهایی که در واقع مخاطبان شما قرار دارند حاضر شوید.


اشتباه سوم — عدم ایجاد دلیلی فوری برای واکنش

انسان‌ها حاضری نیست‌اند بدون دلیل وقت صرف کنند. اگر شما یک لینک بدهید و بگویید "محصول من را بررسی کنید"، بیشتر مردم دکمه بستن را می‌زنند. چون هیچ دلیلی برای آنها وجود ندارد که این کار را کنند.


من یک بنیان‌گذار را می‌شناسم که یک ابزار مدیریت خاطرات ایجاد کرده بود. او در یک پست متن نوشت: "محصول من را امتحان کنید." بیشتر مردم نپرسیدند. اما وقتی او پیام را عوض کرد و نوشت: "این ابزار به شما اجازه می‌دهد تا یادآوری‌های شما را ۷۵ درصد سریع‌تر سازماندهی کنید — می‌تواند ۱۰ دقیقه از روزتان صرفه‌جویی کند"، ناگهان مردم کنجکاو شدند. چرا؟ زیرا دلیل واضحی برای سهم‌گذاری وقت آنها وجود داشت.


دلیل می‌تواند یک سؤال جالب باشد، یک آمار شگفت‌انگیز، یا حتی یک فرصت محدود‌زمانی. اهم چیز این است که زمینه‌ساز باشد برای چرایی برای کسی که این را بخواند.


اشتباه چهارم — تکیه بر محصول بدون معرفی

بسیاری از فاوندرها فرض می‌کنند که اگر محصول خوب باشد، خود صحبت خواهد کرد. اما این هرگز درست نیست — خصوصاً نه در روزهای اول. کاربران نیاز دارند بشناسند چه کسی آن را ساخت، چرا ساخت، و چرا باید فیدبک دهند.


یک مثال واضح: یک فاوندر درج کرد یک محصول SaaS بدون هیچ داستان یا زمینه. فقط یک صفحه فرود و یک دکمه "صفحه‌ی اصلی نمایش". این خیلی سریع شکست خورد، نه زیرا محصول بد بود، بلکه زیرا فیدبک‌دهنده‌های بالقوه حتی نمی‌دانستند چگونه از آن استفاده کنند یا برای چه کسی بود.


در عوض، قبل از فرستادن لینک، یک پیام کوتاه بنویسید که داستان را تعریف کند: "سلام! من یک ماه است روی این ابزار کار می‌کردم تا [مسئله خاص] را حل کنم. به‌نظرم بسیاری دیگر از آن رنج می‌برند. خواستم ببینم کاربران واقعی درباره‌ی آن چه فکر می‌کنند." در این لحظه، فرد خواننده متفهم است که این از شخصی واقعی آمده است، نه یک بات یا تبلیغ.


اشتباه پنجم — نپرسیدن از فیدبک (واقعاً!)

یکی از مهم‌ترین و غافل‌انگیزترین نکاتی که من دیده‌ام این است که بسیاری از فاوندرها هرگز صراحتاً فیدبک را درخواست نمی‌کنند. آنها امید دارند که کاربران خود به خود بفهمند که شما برای نظر آنها دعوت‌حال هستید.


یک فاوندر دیگر که با او کار کردم — ابزار تحلیل داده را ایجاد کرده بود — لانچ کرد و هیچ سؤالی نپرسید. بعد از دو هفته، پیام دریافت کرد از کسی که نوشت: "متاسفانه این برای من کار نمی‌کند زیرا اطلاعات را درست تجزیه نمی‌کند." این دقیقاً فیدبکی بود که می‌خواست، اما تقریباً دیر شده بود تا مفید باشد. اگر او صراحتاً پرسیده بود "این برای شما کار می‌کند؟ اگر نه، کدام قسمت از کار نمی‌کند؟" این فرد احتمالاً زودتر جواب می‌داده بود.


درخواست صریح برای فیدبک عملاً دعوت است. این به کاربران می‌گویید: "من واقعاً می‌خواهم بدانم نظر شما چیست، و این برای من اهمیت دارد." این تفاوت آسمان و زمین است.


اشتباه ششم — انتظار فیدبک بدون ارتباط مستمر

فیدبک یک رویداد نیست؛ این یک گفتگو است. بسیاری از فاوندرها لانچ می‌کنند، منتظر می‌مانند که کسی سخن بگوید، و اگر کسی سخن نگفت، تسلیم می‌شوند. اما فیدبک واقعی در رابطه‌ای تکامل می‌یابد.


 اهمیت حضور مستمر در جوامع پس از لانچ است. یک فاوندر محصول موسیقی‌اش را در یک جامعه لانچ کرد، اما سپس هرگز دوباره نرفت. یک ماه بعد، وقتی دوباره آنجا ظاهر شد، کسی پرسید: "چرا فقط یک‌بار لانچ کردی؟ محصولت اکنون کجاست؟" این فاوندر یک فرصت طلایی را از دست داد — فرصت شنیدن اینکه کاربران چگونه از محصول استفاده می‌کنند و چه ویژگی‌های جدیدی می‌خواهند.


ارتباط مستمر نه تنها فیدبک بیشتری می‌آورد؛ بلکه باعث می‌شود فیدبکی که می‌گیرید عمیق‌تر و مفیدتر باشد. زیرا کاربران می‌دانند که شما واقعاً به آن گوش دادن‌اید و سؤالات را بیشتر و بیشتر عمیق می‌کنند.


نتیجه‌گیری: لانچ فیدبک یک مهارت است

خاموشی فیدبک در لانچ عملاً هیچ‌گاه به محصول خود مربوط نیست. این درباره روش انجام لانچ است. یک محصول خوب بدون استراتژی صحیح می‌میرد؛ یک محصول متوسط با استراتژی بهتر می‌رویاند.


تمام ۶ اشتباهی که در بالا نام‌بردیم — عدم وضوح درباره‌ی فیدبک، انتخاب غلط مکان، کمبود دلیل، تکیه بر محصول بدون متن، عدم درخواست صریح، و کمتر ارتباط مستمر — این‌ها همگی را می‌توان رفع کرد. و هنگامی که آنها را رفع کنید، چیز شگفت‌انگیز اتفاق می‌افتد: مردم به صحبت کردن شروع می‌کنند.


لانچ بعدی‌تان را برنامه‌ریزی کنید با روشی استراتژیک‌تر. ابتدا مشخص کنید چه فیدبکی می‌خواهید. سپس به جایی بروید که کاربران بالقوه واقعاً قرار دارند. دلیل واضحی بدهید برای شامل شدن. داستان محصول را بگویید. صراحتاً درخواست کنید. و سپس در حاضر ماند و گوش دهید واقعاً.


برای بیشتر اطلاعات درباره‌ی استراتژی لانچ، راهنمای ساخت landing page موثر برای MVP را بخوانید. و اگر می‌خواهید بیشتر درباره‌ی اشتباهات رایج فاوندرها بدانید، ۱۰ اشتباه حیاتی در لانچ محصول را کاوش کنید.


به این مطلب امتیاز بدهیدامتیاز ۰ از ۵

پرسش‌های متداول

آیا باید تمام لانچ‌ها در جوامع عمومی انجام شود؟+

نه. برخی از بهترین لانچ‌ها کوچک‌تر و هدفمند‌تر هستند — شاید فقط برای ۵۰ نفر که شما آنها را کاملاً می‌شناسید. کلید این است که با افرادی شروع کنید که احتمالاً عالاقمند هستند.

اگر بعد از ۲۴ ساعت هیچ فیدبکی دریافت نکردم، به معنای شکست است؟+

قطعاً نه. بعضی از بهترین فیدبک‌ها در هفته دوم یا سوم می‌آیند. فیدبک تولید کردن زمان می‌برد زیرا مردم نیاز به وقت دارند تا محصول را کاوش کنند.

چگونه می‌توانم فیدبک‌دهندگانی را پیدا کنم که در واقع موارد مفید می‌گویند؟+

شامل شدن مستمر، پیگیری‌های شخصی، و درخواست فیدبک خاص — نه عمومی. "این برایت کار کرد؟" بسیار بهتر از "نظرات؟" است.

آیا اگر محصول بدون نقص بود این مشکلات حل می‌شد؟+

بیشتر موارد خیر. حتی محصولات عالی نیز فیدبک نمی‌گیرند اگر فاوندر استراتژی برای درخواست آن نداشته باشد. محصول خوب برای خود صحبت نمی‌کند — شما باید صحبت کنید.

چه مقدار فیدبک "کافی" است برای اینکه الگو را تغییر دهیم؟+

شاید ۵-۱۰ قطعات از فیدبک مفید. اگر این بدست آید، نمونه‌ی خوبی از آن دارید که چه تغییراتی باید انجام دهید.